چالش های عمده پیش روی مهاجران در کانادا

به گزارش جعبه مهر، کانادا به عنوان یکی از مهاجرپذیرترین و محبوب‌ترین مقاصد جهان، سالانه میزبان صدها هزار مهاجر جدید است که با رویای زندگی بهتر و فرصت‌های جدید به این کشور پهناور قدم می‌گذارند. با این حال، مسیر مهاجرت و استقرار در خانه‌ی جدید، همواره با چالش‌ها و مشکلات قابل توجهی همراه است که آگاهی از آن‌ها می‌تواند به مهاجران برای برنامه‌ریزی بهتر و سازگاری سریع‌تر کمک کند. این گزارش به بررسی جامع مشکلات و چالش‌های عمده‌ای می‌پردازد که مهاجران در کانادا با آن روبرو می‌شوند.

چالش های عمده پیش روی مهاجران در کانادا

جهت دریافت مشاوره سفر با تور کانادا با ما همراه باشید.

یافتن شغل مناسب: اولین و بزرگترین مانع

یکی از اساسی‌ترین دغدغه‌های مهاجران پس از ورود به کانادا، یافتن شغلی متناسب با تخصص و سوابق کاری‌شان است. این مسیر با موانع متعددی همراه است که فرآیند کاریابی را پیچیده و گاهی طولانی می‌کند.

  • "تجربه کار کانادایی": یک دور باطل: یکی از پرتکرارترین و بزرگترین موانعی که مهاجران متخصص با آن مواجه می‌شوند، درخواست "تجربه کار کانادایی" از سوی کارفرمایان است. این موضوع یک دور باطل ایجاد می‌کند؛ مهاجر برای کسب تجربه نیاز به کار دارد و برای یافتن کار، نیاز به تجربه کانادایی دارد. این امر بسیاری را مجبور به پذیرش مشاغل پایین‌تر از سطح تخصص خود می‌کند.
  • عدم شناسایی مدارک و سوابق خارجی: بسیاری از کارفرمایان کانادایی، مدارک تحصیلی و تجربیات کاری کسب‌شده در خارج از کانادا را به راحتی به رسمیت نمی‌شناسند. فرآیند ارزیابی و معادل‌سازی مدارک تحصیلی (ECA) که توسط سازمان‌هایی مانند WES انجام می‌شود، اغلب پرهزینه، زمان‌بر و پیچیده است و هیچ تضمینی برای یافتن شغل مرتبط ایجاد نمی‌کند.
  • مشکلات شبکه‌سازی (Networking): در بازار کار کانادا، داشتن یک شبکه ارتباطی حرفه‌ای قوی نقش بسیار مهمی در یافتن فرصت‌های شغلی ایفا می‌کند. برای مهاجران تازه‌وارد که فاقد هرگونه ارتباط حرفه‌ای هستند، ساختن این شبکه از صفر بسیار دشوار است و ورود به شبکه‌های تخصصی یکی از چالش‌های اصلی نیروهای کار ماهر است.
  • مشاغل غیرتخصصی و موقت (Survival Jobs): بسیاری از مهاجران متخصص، علی‌رغم داشتن مدارک بالا و سابقه کاری درخشان، به دلیل مشکلات ذکر شده، در ابتدای ورود مجبور به کار در مشاغل غیرمرتبط و با درآمد پایین می‌شوند تا بتوانند هزینه‌های زندگی خود را تأمین کنند. این مشاغل که معمولاً موقت و با مهارت پایین هستند، شامل کارهایی مانند رانندگی، کار در انبار، صندوق‌داری یا پیشخدمتی می‌شوند. این تنزل جایگاه که به "de-skilling" یا "اتلاف استعداد" (Brain Waste) نیز معروف است، می‌تواند منجر به سرخوردگی، کاهش شدید اعتماد به نفس، احساس بی‌ارزشی و خشم شود.
  • عدم تطابق مهارت‌ها: در برخی موارد، مهارت‌های مهاجران با نیازهای واقعی بازار کار محلی تطابق ندارد که این امر منجر به بیکاری یا اشتغال در مشاغل سطح پایین‌تر می‌شود.

چالش‌های مالی و بحران مسکن

فراتر از یافتن شغل، مدیریت مسائل مالی و هزینه‌های سرسام‌آور زندگی، به ویژه در شهرهای بزرگ، یک چالش بزرگ برای تازه‌واردان است.

  • بحران هزینه مسکن: قیمت مسکن و اجاره‌بها، به خصوص در کلان‌شهرهایی مانند تورنتو و ونکوور، بسیار بالاست و بخش قابل توجهی از درآمد ماهانه خانواده‌ها را به خود اختصاص می‌دهد. این بحران برای مهاجران تازه‌وارد ابعاد پیچیده‌تری دارد.
    • موانع ساختاری برای اجاره: تازه‌واردان با موانع مشخصی برای اجاره خانه روبرو هستند. فقدان سابقه اعتباری (Credit History) و نداشتن نامه اشتغال به کار (Employment Letter) دو مانع اصلی هستند که باعث می‌شود صاحب‌خانه‌ها به آن‌ها اعتماد نکنند.
    • رقابت شدید: به دلیل تقاضای بالا، مهاجران اغلب خود را در رقابت با ده‌ها متقاضی دیگر برای یک واحد مسکونی می‌یابند و صاحب‌خانه‌ها تمایل دارند افرادی با سوابق مالی و شغلی تثبیت‌شده را انتخاب کنند.
    • تأثیرات مالی و روانی: این موانع، مهاجران را مجبور می‌کند بخش بزرگی از پس‌انداز اولیه خود را صرف پیش‌پرداخت چند ماه اجاره (گاهی به صورت غیرقانونی) کنند تا بتوانند خانه‌ای بیابند. استرس و اضطراب ناشی از جستجوی طاقت‌فرسا و رد شدن‌های پی‌درپی، به فرسودگی روانی، ناامیدی و حتی افسردگی منجر می‌شود. این بحران حتی باعث شده برخی مهاجران تصمیمات مهم زندگی مانند ازدواج را به تعویق انداخته یا به مهاجرت معکوس فکر کنند.
  • نبود سابقه اعتباری (Credit History): علاوه بر مسکن، مهاجران جدید به دلیل نداشتن سابقه اعتباری در سیستم مالی کانادا، برای دریافت وام، کارت اعتباری و حتی بستن قرارداد تلفن همراه با مشکل مواجه می‌شوند. ساختن سابقه اعتباری فرآیندی زمان‌بر است.
  • هزینه بالای زندگی روزمره: هزینه مواد غذایی، حمل‌ونقل عمومی، اینترنت، تلفن همراه و سایر خدمات شهری در کانادا به طور قابل توجهی بالاتر از بسیاری از کشورهاست.
  • مالیات بالا: کانادا دارای سیستم مالیاتی تصاعدی است و نرخ مالیات بر درآمد نسبتاً بالاست. اگرچه این مالیات صرف خدمات عمومی باکیفیت می‌شود، اما برای تازه‌واردان که ممکن است در ابتدا درآمدهای بالایی نداشته باشند، می‌تواند فشار مالی ایجاد کند.
  • هزینه‌های پیش‌بینی نشده: مهاجران در بدو ورود با هزینه‌های غیرمنتظره‌ای مانند خرید وسایل اولیه زندگی، لباس‌های مناسب با آب و هوای سرد و هزینه‌های مربوط به راه‌اندازی زندگی جدید روبرو هستند.

سازگاری اجتماعی و فرهنگی: از محیط کار تا خانواده

ادغام در یک جامعه جدید با فرهنگ و هنجارهای متفاوت، فرآیندی پیچیده و زمان‌بر است که با چالش‌های روحی و روانی عمیقی همراه است.

  • مانع زبان: حتی برای افرادی که با دانش زبان انگلیسی یا فرانسوی مهاجرت می‌کنند، رسیدن به سطح تسلط مورد نیاز برای محیط کار و درک لهجه‌های محلی، کنایه‌ها و اصطلاحات روزمره می‌تواند چالش‌برانگیز و زمان‌بر باشد.
  • شوک فرهنگی، تنهایی و انزوا: دوری از خانواده و دوستان، از دست دادن شبکه حمایتی و جایگاه اجتماعی قبلی و تفاوت در آداب و رسوم، می‌تواند منجر به احساس شدید انزوا، غربت، سردرگمی و تنهایی شود. این پدیده که به "شوک فرهنگی" معروف است، می‌تواند سلامت روان افراد را تحت تأثیر قرار داده و منجر به افسردگی شود.
  • تفاوت‌های فرهنگی در محیط کار: هنجارهای ارتباطی و سبک کار در محیط کار کانادایی برای مهاجران جدید گیج‌کننده است و به سوءتفاهم‌های حرفه‌ای منجر می‌شود.
    • سبک ارتباطی غیرمستقیم: ارتباطات در محیط کار کانادا اغلب غیرمستقیم، مؤدبانه و دیپلماتیک است. انتقادها معمولاً با لحنی نرم و در قالب پیشنهاد بیان می‌شوند. این سبک برای مهاجرانی که به صراحت عادت دارند، گیج‌کننده است و ممکن است باعث شود بازخوردها را به درستی درک نکنند یا صراحت آن‌ها رفتاری غیرحرفه‌ای تلقی شود.
    • کار تیمی و ساختار مسطح: تأکید زیادی بر کار گروهی، همکاری و موفقیت تیم وجود دارد. همچنین ساختارهای سازمانی اغلب مسطح (غیر سلسله‌مراتبی) هستند و از کارمندان انتظار می‌رود فعالانه در جلسات شرکت کرده و نظر بدهند.
    • وقت‌شناسی و مرزهای شخصی: وقت‌شناسی یک اصل خدشه‌ناپذیر است و تأخیر به اعتبار حرفه‌ای فرد لطمه می‌زند. همچنین مرز مشخصی بین زندگی کاری و شخصی وجود دارد و پرسیدن سوالات شخصی یا تماس‌های کاری خارج از ساعات اداری نامتعارف است.
    • گفتگوهای غیررسمی (Small Talk): توانایی شرکت در گفتگوهای کوتاه و غیررسمی با همکاران، برای ایجاد روابط حرفه‌ای و شبکه‌سازی ضروری است اما برای بسیاری از تازه‌واردان یک مهارت جدید محسوب می‌شود.
  • تبعیض و بیگانه‌هراسی: اگرچه کانادا به جامعه چندفرهنگی خود افتخار می‌کند، اما متأسفانه برخی مهاجران ممکن است با تبعیض‌های پنهان یا آشکار بر اساس نژاد، ملیت یا لهجه خود در محیط کار یا اجتماع مواجه شوند. تبعیض بر اساس لهجه (Accent Bias) یکی از این موارد است که طی آن، لهجه غیربومی فرد به قضاوت‌های نادرست در مورد شایستگی و مهارت‌های ارتباطی او منجر می‌شود و بر فرصت‌های شغلی تأثیر منفی می‌گذارد.
  • بحران هویت و سلامت روان: بسیاری از مهاجران با "بحران هویت" و این پرسش دردناک که "من کیستم؟" روبرو می‌شوند. تضاد بین هویت فرهنگی پیشین و تلاش برای انطباق با فرهنگ جدید، یک کشمکش درونی مداوم ایجاد می‌کند. این فشار روانی که "استرس سازگاری" (Acculturative Stress) نامیده می‌شود، خطر ابتلا به افسردگی و اضطراب را افزایش می‌دهد.
  • تأثیر بر خانواده و شکاف نسلی: فشارهای شغلی و مالی به سرعت به کانون خانواده سرایت می‌کند. جابجایی نقش‌ها، مانند بیکاری نان‌آور اصلی خانواده، می‌تواند منجر به تنش‌های زناشویی شود. علاوه بر این، "شکاف نسلی" بین والدینی که سعی در حفظ فرهنگ خود دارند و فرزندانی که در جامعه کانادا بزرگ می‌شوند، به تعارضات خانوادگی دامن می‌زند.

موانع بوروکراتیک و خطر کلاهبرداری مهاجرتی

سیستم اداری کانادا می‌تواند برای تازه‌واردان بسیار پیچیده، کند و طاقت‌فرسا باشد.

  • پیچیدگی فرآیندها: فرآیندهای درخواست برای خدمات دولتی، به ویژه کمک‌های مالی و ارزیابی مدارک، می‌تواند پیچیده، طولانی و نیازمند ارائه مدارک دقیق باشد. عدم آگاهی از این فرآیندها باعث سردرگمی و تأخیر می‌شود.
  • زمان انتظار طولانی برای خدمات: تقاضای بالا برای خدمات رایگان دولتی، به ویژه کلاس‌های زبان (LINC/CLIC) و خدمات درمانی تخصصی، منجر به ایجاد لیست‌های انتظار طولانی در شهرهای بزرگ می‌شود. این تأخیر، ورود مهاجران به بازار کار و ادغام اجتماعی را به تعویق می‌اندازد.
  • خطر مشاوران "شبح" (Ghost Consultants): برخی مهاجران برای عبور از پیچیدگی‌های اداری به مشاوران روی می‌آورند. افراد سودجو و مشاوران غیرمجاز که فاقد مجوز از کالج مشاوران مهاجرت و شهروندی کانادا (CICC) هستند، با استفاده از ناآگاهی متقاضیان، آن‌ها را فریب می‌دهند.
    • ترفندهای رایج: این کلاهبرداران از وعده‌های دروغین مانند ویزای تضمینی یا فوری ، پیشنهادهای شغلی جعلی (Job Offer) ، و ادعای نفوذ در اداره مهاجرت استفاده می‌کنند.
    • ارائه اطلاعات نادرست (Misrepresentation): خطرناک‌ترین ترفند آن‌ها، تشویق متقاضی به ارائه اطلاعات نادرست یا جعل مدارک برای "تقویت" پرونده است.
    • عواقب ویرانگر برای متقاضی: مسئولیت صحت تمام اطلاعات بر عهده متقاضی است. اگر اداره مهاجرت تشخیص دهد که اطلاعات نادرستی ارائه شده، فرد با اتهام "Misrepresentation" روبرو می‌شود که منجر به "عدم پذیرش" (Inadmissibility) و ممنوعیت پنج ساله ورود به کانادا می‌شود. علاوه بر از دست دادن تمام هزینه‌ها ، حتی اگر فردی اقامت یا شهروندی خود را دریافت کرده باشد، در صورت افشای تقلب، وضعیت خود را از دست داده و از کانادا اخراج خواهد شد.

سیستم درمانی: دسترسی و چالش‌های سلامت روان

سیستم درمانی همگانی کانادا (Medicare) یکی از مزایای این کشور است، اما برای مهاجران جدید چالش‌هایی نیز به همراه دارد.

  • دوره انتظار برای کارت سلامت: در بسیاری از استان‌ها، مهاجران جدید باید یک دوره انتظار (معمولاً تا سه ماه) را برای دریافت کارت بیمه درمانی دولتی سپری کنند. در این مدت، خرید بیمه درمانی خصوصی ضروری است.
  • زمان انتظار طولانی برای خدمات تخصصی: یکی از انتقادات اصلی به سیستم درمانی کانادا، زمان انتظار طولانی برای دسترسی به پزشکان متخصص و انجام برخی جراحی‌های غیر اورژانسی است.
  • دشواری در یافتن پزشک خانواده: در بسیاری از شهرها، به دلیل کمبود پزشک خانواده، ثبت‌نام نزد یک پزشک ثابت می‌تواند دشوار و زمان‌بر باشد و مهاجران را مجبور به استفاده از کلینیک‌های سرپایی (Walk-in Clinics) می‌کند.
  • محدودیت‌های پوشش بیمه: بیمه دولتی تمام خدمات درمانی را پوشش نمی‌دهد. خدماتی مانند داروهای تجویزی، دندانپزشکی و بینایی‌سنجی معمولاً نیازمند بیمه تکمیلی خصوصی هستند.
  • موانع دسترسی به خدمات سلامت روان: با وجود نیاز مبرم، مهاجران در دسترسی به خدمات حمایتی سلامت روان با موانع متعددی روبرو هستند :
    • هزینه بالا: بسیاری از خدمات روان‌درمانی تحت پوشش بیمه دولتی نیستند و هزینه بالایی دارند.
    • موانع زبانی و فرهنگی: نیاز به دریافت خدمات به زبان مادری و از سوی متخصصی که با ظرافت‌های فرهنگی آشنا باشد، یک مانع بزرگ است.
    • انگ اجتماعی (Stigma): ترس از قضاوت و انگ بیماری روانی، که در برخی فرهنگ‌ها قوی‌تر است، مانع از کمک‌خواهی می‌شود.
    • ترس از تأثیر بر وضعیت مهاجرت: برخی نگرانند که داشتن پرونده سلامت روان بر فرآیندهای مهاجرتی آینده‌شان تأثیر منفی بگذارد.
    • عدم آگاهی: بسیاری از تازه‌واردان از نحوه دسترسی به خدمات سلامت روان بی‌اطلاع هستند.

آب و هوای سرد و خشن

سازگاری با آب و هوای کانادا، به ویژه برای مهاجرانی که از مناطق گرمسیر می‌آیند، یک چالش فیزیکی و روانی جدی است.

  • زمستان‌های طولانی و سرد: بخش‌های وسیعی از کانادا زمستان‌های بسیار سرد، طولانی و پربرف را تجربه می‌کنند که دمای هوا برای ماه‌ها زیر صفر باقی می‌ماند.
  • اختلال خلقی فصلی (SAD): کوتاهی روزها و کمبود نور خورشید در فصل زمستان می‌تواند منجر به نوعی افسردگی فصلی موسوم به SAD شود که بر روحیه و انرژی افراد تأثیر منفی می‌گذارد.

تفاوت چالش‌ها برای گروه‌های مختلف مهاجر: نیروی متخصص در برابر پناهندگان

چالش‌ها برای همه مهاجران یکسان نیست و بسته به نوع ویزا و شرایط ورود، تفاوت‌های بنیادینی دارد. در حالی که مهاجران متخصص با چالش‌های انطباق و اعتبارسنجی روبرو هستند، پناهندگان با چالش‌های بنیادین بقا، اثبات وضعیت و بازسازی هویت دست و پنجه نرم می‌کنند.

  • موانع بوروکراتیک و استقرار اولیه:

    • نیروی کار ماهر: این گروه معمولاً با وضعیت اقامت دائم (PR) وارد می‌شوند، از قبل تمکن مالی خود را اثبات کرده‌اند و اجازه کار دارند. آن‌ها فرآیند دریافت شماره بیمه اجتماعی (SIN) و کارت بهداشت را به صورت مستقل طی می‌کنند. با این حال، در برخی استان‌ها با دوره انتظار سه‌ماهه برای کارت بهداشت مواجه هستند.
    • پناهندگان: مسیر برای این گروه بسیار پیچیده‌تر است. پناهجویان تا زمان دریافت مجوز کار، اجازه اشتغال قانونی ندارند که این امر به مشکلات مالی جدی منجر می‌شود. آن‌ها تحت پوشش «برنامه موقت بهداشت فدرال» (IFHP) قرار می‌گیرند که خدمات پایه را پوشش می‌دهد و اغلب از دوره انتظار برای کارت بهداشت استانی معاف هستند. با این حال، فرآیند طولانی و نامشخص رسیدگی به درخواست پناهندگی، فشار روانی و مالی شدیدی را تحمیل می‌کند.
  • ارزیابی مدارک و مسیر شغلی:

    • نیروی کار ماهر: ارزیابی مدارک تحصیلی (ECA) یک پیش‌نیاز الزامی و پرهزینه است که باید قبل از مهاجرت انجام شود. این کار به آن‌ها دید روشنی از ارزش مدارکشان می‌دهد اما تضمینی برای یافتن شغل نیست.
    • پناهندگان: ارزیابی مدارک یک چالش پس از ورود است. بسیاری به دلیل فرار شتاب‌زده، به مدارک تحصیلی خود دسترسی ندارند. این مانع بزرگ، آن‌ها را با خطر جدی "اتلاف استعداد" (Brain Waste) و اشتغال در مشاغل سطح پایین مواجه می‌کند. برنامه‌هایی مانند «مسیر تحرک اقتصادی» (EMPP) و پروژه‌های ارزیابی جایگزین توسط سازمان‌هایی چون WES برای کمک به این گروه در حال اجراست.
  • موانع زبانی و ادغام اجتماعی:

    • نیروی کار ماهر: این افراد باید قبل از ورود، حداقل سطح زبان را اثبات کنند. چالش‌های آن‌ها ظریف‌تر است: درک لهجه‌ها، اصطلاحات تخصصی (jargon) و تفاوت‌های فرهنگی در ارتباطات.
    • پناهندگان: بسیاری از آن‌ها بدون هیچ دانش زبانی وارد می‌شوند. برنامه‌های دولتی مانند LINC بر مهارت‌های اولیه تمرکز دارند و ممکن است برای ورود به محیط کار تخصصی کافی نباشند. علاوه بر این، آسیب‌های روحی ناشی از تجربیات گذشته می‌تواند فرآیند یادگیری زبان را کندتر کرده و حس انزوا را تشدید کند.

خلاصه

مهاجرت به کانادا، علی‌رغم فرصت‌های بی‌شمار، با مجموعه‌ای از چالش‌های قابل توجه همراه است. مهم‌ترین این مشکلات شامل دشواری در یافتن شغل مناسب به دلیل عدم به رسمیت شناختن سوابق خارجی و اصرار کارفرمایان بر "تجربه کانادایی" است. این امر بسیاری از متخصصان را به سمت "مشاغل بقا" سوق می‌دهد که به بحران هویت حرفه‌ای و کاهش شدید اعتماد به نفس منجر می‌شود. چالش‌های مالی شدید ناشی از بحران مسکن، هزینه‌های بالای زندگی و نداشتن سابقه اعتباری، فشار مضاعفی را بر تازه‌واردان تحمیل می‌کند. استرس ناشی از یافتن خانه در بازار رقابتی، سلامت روان مهاجران را به خطر می‌اندازد. سازگاری اجتماعی و فرهنگی نیز فرآیندی پیچیده است که با شوک فرهنگی، احساس تنهایی، تفاوت‌های فرهنگی در محیط کار و گاهی تبعیض (مانند تبعیض بر اساس لهجه) همراه است. این فشارها به بحران هویت، اضطراب و افسردگی دامن می‌زند.

علاوه بر این، مهاجران با موانع بوروکراتیک مانند لیست‌های انتظار طولانی و خطر جدی کلاهبرداری توسط مشاوران "شبح" روبرو هستند که می‌تواند به ممنوعیت پنج ساله ورود به کانادا منجر شود. چالش‌های سیستم درمانی مانند زمان انتظار طولانی و موانع دسترسی به خدمات سلامت روان و سازگاری با آب و هوای سرد از دیگر موانع مهم هستند.

نکته حائز اهمیت این است که این چالش‌ها برای گروه‌های مختلف مهاجر، مانند نیروهای کار ماهر و پناهندگان، تجربیات متفاوتی را رقم می‌زند. پناهندگان با موانع بوروکراتیک پیچیده‌تر، عدم امکان ارزیابی مدارک به دلیل نداشتن اسناد ، و چالش‌های عمیق‌تر زبانی و روانی مواجه هستند ، در حالی که نیروهای متخصص بیشتر با مسائل مربوط به اعتبارسنجی تخصص و ورود به بازار کار رقابتی دست و پنجه نرم می‌کنند. شناخت دقیق این چالش‌ها و تفاوت‌هایشان، گامی حیاتی برای موفقیت و استقرار پایدار مهاجران در جامعه کانادا است.

انتشار: 7 بهمن 1404 بروزرسانی: 7 بهمن 1404 گردآورنده: mehrbox.ir شناسه مطلب: 2914

به "چالش های عمده پیش روی مهاجران در کانادا" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "چالش های عمده پیش روی مهاجران در کانادا"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید