چرا حافظ شیرازی نمی تواند عضو کانون نویسندگان گردد؟!

به گزارش جعبه مهر، امیر دژاکام گفت: خیلی ها صد کتاب داشته اند اما ماندگار نشده اند. کارهای ضعیف در طول تاریخ به مرور از بین می روند و این، یک ممیزی طبیعی است.

چرا حافظ شیرازی نمی تواند عضو کانون نویسندگان گردد؟!

به گزارش گروه رسانه های خبرنگاران، دو داستان از تازه ترین منشورات نشر نیستان با نام های طلوع روز چهارموحاء مشدددر محل فرهنگسرای رسانه با حضور سید مهدی شجاعی، قاسمعلی فراست، امیر دژاکام، سید علی شجاعی، جواد جزینی، علی آقاغفار و با اجرای اسماعیل باستانی رونمایی و آنالیز شد .

در این نشست ابتدا فراست درباره لزوم پرداختن به دین و نوشتن داستان های دینی و مذهبی گفت: ما باوری به نام دین داریم که تفسیرپذیر است. نگاه آدم ها به این ساحت باعث می گردد برداشتهای متفاوت و حتی متضادی به این مقوله داشته باشند. مظلومیت دین تا حدی است که بعضی به نام دین، گردن می زنند و بعضی هم به نام همان دین، خودشان را شهید می خوانند در حالی که باید پرسید خود دین کجاست؟ به نظر من باید نگاه ما به دین شخصی باشد و هر کسی آزاد باشد که نسبتش را با دین معین کند .

امیر دژاکام نیز در این باره گفت: وقتی به فهمی از دین رسیدیم، می توانیم بگوییم که ادبیات دینی مهم است یا نه؟ پاسخ سئوال درباره این که نوشتن داستان های دینی به درد کسی می خورد؟ بله، نه است؛ یعنی بنا بر شرایط خاص، تغییر می نماید.

فراست در ادامه اضافه کرد: فلسفه همه ادیان این بوده که راحت زندگی کنیم و به سعادت برسیم. هر جایی که بخشنامه های دینی برای ما مزاحمت ایجاد نموده است، از ساحت دین فاصله گرفته ایم .

در بخش بعدی مراسم، فاطمه سلیمانی ازندریانی و عترت اسماعیلی درباره چگونگی شکل گیری این کتاب ها شرحاتی ارائه دادند .

سلیمانی ازندریانی گفت: این سومین کتابی است که در حوزه ادبیات دینی نوشته ام و انتشارات نیستان با توجه به شناختی که از علایق من در این حوزه داشت، نوشتن آن را به من سفارش داد .

فاطمه سلیمانی ازندریانی ، نویسنده طلوع روز چهارم

عترت اسماعیلی نیز شرح داد: من برای برنامه رادیو هفت در ایام محرم متن هایی را می نوشتم که مورد توجه نهاده شد و مجموعه ای از آن ها را برای نشر نیستان فرستادم. آقای سید علی شجاعی آن ها را خواند و مورد توجهشان نهاده شد لذا چون معلم انشا هستم، از ایشان خواهش کردم کارگاه داستان نویسی برای شاگردان دبیرستانم برگزار نمایند. در این کارگاه من هم چیزهای زیادی آموختم و منجر به پیشنهاد ایشان برای نوشتن داستانی درباره زندگی حکیمه خاتون شد. ایشان بزرگوارانه دست من را گرفتند و به کلماتم جان دادند تا این داستان شکل گرفت .

در ادامه قاسمعلی فراست در پاسخ به این سوال که چرا باید داستان حاء مشدد را خواند؟ گفت: ابتدا باید مقدمه ای را ذکر کنم. نوشتن داستان درباره موضوعات دینی مسائل زیادی دارد. در دنیای معاصر، دو گروه به نوشتن داستان مذهبی رو می آورند. یکی از این دسته ها کاسبان دین هستند که این دو نویسنده اصلا در این گروه جا نمی گیرند. نوشتن داستان دینی چون پژوهش محور است با سختی های خاصی همراه است. در داستان های دینی چون خواننده موضوع داستان را می داند، دنبال انتهای داستان نیست و نویسنده باید ترفندهایی به کار ببرد که خواننده داستانش را دنبال کند .

عترت اسماعیلی ، نویسنده کتاب حاء مشدد

وی ادامه داد: در داستان تاریخی معیارهای خاصی وجوددارد که نمی توان آن را با معیار تاریخ بسنجیم و باید با همان معیارهای داستانی سنجیده گردد لذا نویسنده می تواند در جاهایی به شرط این که با تاریخ در تضاد نباشد، تغییراتی را در روایت خود ایجاد کند .

امیر دژاکام نیز در ادامه پاسخ به این سئوال گفت: تاریخ، تاریخ است و داستان، داستان. کسی که دنبال تاریخ باشد، تاریخ می خواند ولی متن هایی که پیش روی ماست، داستان است. طبیعی است که رسیدن به فهم مشترک بین انسان ها سخت است و همین تفاوت هاست که زندگی را زیبا می نماید .

وی با اشاره به این که حافظ شیرازی فقط یک کتاب دارد و به قول یکی از دوستان، اگر امروز بود نمی توانست عضو کانون نویسندگان گردد چون شرط عضویت در این کانون، داشتن حداقل دو کتاب است! گفت: خیلی ها صد کتاب داشته اند اما ماندگار نشده اند. کارهای ضعیف در طول تاریخ به مرور از بین می روند و این، یک ممیزی طبیعی است .

فراست سخنانش را درباره حاء مشدد اینگونه ادامه داد: پژوهش برای این داستان بسیار سخت است و من دست نویسنده آن را می بوسم. کتاب با سکوی پرتابی بسیار خوب آغاز می گردد و با تعابیری مانند آن به خاتمه می رسد. ویژگی دیگر این کتاب، شخصیت دختر جعفر کذاب است که به رغم خباثت پدرش، بسیار دوست داشتنی است. اسم کتاب هم زیباست و از ابتدای نام های حکیمه خاتون و حُدیثه تشکیل شده و در طرح جلد کتاب هم این دو نام به خوبی و زیبایی طراحی شده است. در مقابل، لیلا که همسر یکی از نگهبانان امام است، آدمی خشمگین و خبیثی است .

امیر دژاکام نیز ادامه سخنانش را به تعریف انواع فهم اعم از عقلانی و احساسی اختصاص داد و گفت: ما در اثر هنری می توانیم احساسی عمل کنیم یا عقلانی. اگر بخواهیم با دنیا ارتباط برقرار کنیم، باید در نوشته هایمان فاکتور عقلانیت را مدنظر داشته باشیم. عقلانیت، مکمل احساس است و امروزه به آثاری احتیاج داریم که بر اساس عقلانیت نوشته گردد و فقط احساسی نباشد .

دژاکام همچنین توضیح داد: متن هر دو کتاب ظرفیت صوتی شدن را دارد و اگر نسخه صوتی آن ها تهیه گردد حتما مورد توجه قرار می گیرند .

فراست درباره ای کاش های داستان حاء مشدد گفت: در آغاز داستان با چند شخصیت ناگهانی روبرو می شویم که معرفی کاملی ندارند و ممکن است خواننده آن ها را در روند داستان گم کند. کتاب به رغم آغاز بسیار زیبایی که دارد در ادامه سخت خوان می گردد و این به خاطر بعضی شخصیت های برساخته است. به نظرم نویسنده در بازخوانی دوباره کتاب وقت کمی گذاشته چون هنوز جملات ثقیلی وجود دارد که می گردد آن ها را اصلاح کرد. ما با نوشتن داستان مذهبی قرار است به انسان های مذهبی اضافه کنیم و به همین خاطر باید از فضای احساسی خارج شویم .

در بخش بعدی برنامه، امیر دژاکام گفت: این دو نویسنده از یک آبشخور مشترک نوشیده اند که حاصل از فرهنگ شرق است. در آثار داستانی شرق مثل هزار و یک شب و طوطی نامه و امثال آن، شاهد تولد قصه ها در هم هستیم و قصه ها مثل آثار غربی، حالت گذشته، حال و آینده ندارد و به صورت حلقوی، زمان ها جابجا می گردد. در شرق، قصه ها ماتریالیستی و علت و معلولی نیستند و هر جا که احتیاج باشد، حادثه ای شکل می گیرد. به نظر من طلوع روز چهارم کتاب راحت خوانی است .

قاسمعلی فراست، نویسنده و استاد داستان نویسی درباره طلوع روز چهارم گفت: این کتاب علی رغم حجم زیادی که دارد، خوشخوان است. این کتاب وضع حمل فاطمه بنت اسد را با زبان حال و در زمان حال بیان نموده است و این به ما یاری می نماید که ببینیم شخصیت داستان چگونه قدم به قدم جلو می رود. نویسنده در این داستان مادرهای مشابه را در طول تاریخ پیدا نموده و در دل داستان آورده است. روزه سکوت فاطمه بنت اسد نیز از نکته های زیبای این داستان است .

فاطمه سلیمانی ازندریانی در این بخش ضمن شرحاتی درباره شکل گیری طلوع روز چهارم گفت: قرار بود یا داستان فاطمه بنت اسد را بنویسم و یا داستان آن چهار بانو را به صورت داستان های کوتاه بنویسم که تصمیم گرفتم ترکیبی از این موضوعات را به صورت رمان بنویسم چون در دوران فعلی رمان بیشتر مورد توجه خوانندگان است .

فراست درباره ای کاش های طلوع روز چهارم توضیح داد: در جاهایی از داستان ظرفیت تعلیقی خوبی وجود داشته که نویسنده آن را رها نموده است. در صفحه 201 مسئله و کششی برای ادامه داستان نداریم اما ناگهان وضعیت تغییر می نماید. شهامت نویسنده به این است که تا جایی که به داستان ضربه نمی زند، کلمات اضافی را از داستانش بردارد و نوشته اش را مینیاتوری و ریزبافت کند. صفحه 236 ابتدای فصل آغاز خوبی دارد اما در بعضی از فصل ها با آغاز های خوبی روبرو نیستیم .

دژاکام در ادامه نکته ظریفی را اعلام کرد و گفت: همه تجربیات با زبان منتقل می گردد و اگر زبان الکن باشد، تجربیات به خوبی منتقل نمی گردد. زبان باید با واژگان درست، تجربه شهودی ما را منتقل کند. به نظر من هر نویسنده ای باید مجموعه کتاب های سعدی را با دقت بخواند چون در این انتخاب زبان و نحوه استفاده از آن بسیار راهگشاست .

سید مهدی شجاعی نیز که اواخر برنامه در سالن حضور یافت به روی سن رفت و گفت: یکی از دشواری های کار مذهبی، مصیبت دسترسی به منابع و اسناد است. این عزیزان برای تک تک جملات کتاب هایشان سراغ منابع رفته اند که کار جانفرسایی است. همانطور که می دانیم در مقطعی همه منابع موجود از پیامبر مکرم اسلام را به بهانه حفظ و حراست جمع آوری کردند امام همه آن ها را سوزاندند. مصیبت امروز ما هم فضایی است که نویسنده باید خلق کند چون ذهنیت مخاطب امروزی بکر و بدون پیش فرض نیست. در چهاردهه پیشین ذهنیت هایی از دین برای مخاطبان شکل گرفته که زدن حرف درست در برابر غلط هایی که در ذهن ها جا گرفته کار سختی است. حضرت موسی با خداوند گفتگوهای جالبی دارد و خداوند در یکی از این گفتگوها می گوید: کاری کن که بندگانم من را دوست داشته باشند.ارائه تحلیل های درست و مقابله با تحریف ها بزرگترین نقش این نویسندگان است .

در خاتمه این مراسم، از کتابهای طلوع روز چهارم و حاء مشدد رونمایی شد، پوستر آیین رونمایی توسط حاضران امضا شد و همه حضار به اتفاق عکسی یادگاری به ثبت رساندند .

منبع:مشرق

بازگشت به صفحه رسانهها

namasho.com: نماشو، طراحی سایت، سئو، چاپ و طراحی گرافیکی را به ما بسپارید.

منبع: خبرگزاری تسنیم
انتشار: 30 مرداد 1400 بروزرسانی: 30 مرداد 1400 گردآورنده: mehrbox.ir شناسه مطلب: 2566

به "چرا حافظ شیرازی نمی تواند عضو کانون نویسندگان گردد؟!" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "چرا حافظ شیرازی نمی تواند عضو کانون نویسندگان گردد؟!"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید